یه روز شادیم یه روز غمگین
یکی به دنیا میاد یکی از دنیا میره
در حالی که هیچکس فکرش رو نمیکرد مادربزرگ عزیزم ما رو ترک کرد
کمتر از ۴ روز به تولد ۱۰۵ سالگیش مونده بود
هنوز باورمون نمیشه
روحش شاد
یه اتفاق ناراحت کننده دیگه هم داشتیم ، اونم اینکه زن داداشم جنین ۴ ماهه که در شکمش مرده بود رو کورتاژ کرد
ما فکر میکنیم شب زلزله و ترسی که به مادرش وارد شد باعث شد جنین از بین بره
خدا رو شکر نی نی ما هنوز زندست و مشکلی نداره
امیدوارم خدا یه دختر سالم به ما هدیه بده
#نمیدونم چرا خبری از دوستان وبلاگی نیست
خیلیاشون وبلاگ رو بستن
امیدوارم حالشون خوب و در کنار خانواده بهترین لحظه ها رو سپری کنن
# دلم واسه همشون تنگ شده ،
ریحانه خانوم وبلاگ نداشتن ولی همیشه به من لطف داشتن
رژ ، مانیا ، سانی ، سارا، هم استانیهای عزیزم که خبری ازشون نیست
برچسب:
نویسنده: شیوا فراهانی